نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش اول)

تاملی بر توسعه‌ی پایتخت تهران پساناصری تا سال 1345 ه.شـ

 

از پس کودتای 1299ه.شـ، رضاخان در 25 آذر 1304 تاجگذاری و سلطنت پهلوی تاسیس شد. سلطنتی که حکم پایتختیِ تهران را تایید و مجدد این شهر را به عنوان پایتخت مملکت برمی­‌گزیند. پایتخت ماندن تهران بر اهمیت تهران و افزایش تمرکز قدرت در آن می­‌افزاید. سال 1345 مسائل تهران چنان ابعاد فراچند بعدی به خود می­‌گیرد که مدیریت شهر، تهیه طرح جامع را به عنوان سند توسعه­‌ای برای تهران الزامی می­‌داند. توسعه تهران در دوره یاد شده با فراز و فرودهای متعددی در نسبتِ با سرزمین و مدیریت کلانش همراه می­‌شود. از پی روشنگری درخصوص مهمترین وجوه سازنده و برسازنده­ی تهرانِ دوره ذکر خدمت دکتر اسکندر­مختاری رسیدیم. معمار، مرمتگر و پژوهشگری که تهران را درطول و عرضش از خلال سال­‌ها فعالیت­‌های مدیریتی، اجرایی و پژوهشی به خوبی شناخته و دغدغه­‌ی تهران دارد.

 

 

ـ با جابجایی حکومت از قاجار به پهلوی، تهران پایتخت می‌­ماند. حدفاصل 45-1304 پایتخت مبتنی بر رویکردهای متنوعی توسعه و گسترش می‌­یابد تا آنجایی‌ که در سال 1345 با توجه به گستردگی و پیچیدگی امور تهران، تهیه طرح جامع در دستور کار قرار می­‌گیرد. وقتی از تهران پساناصری به معنی تهرانی که خندق دوره­‌ی ناصری در آن پر، دروازه­‌ها تخریب و شهر آنسوی حصار توسعه می­‌یابد صحبت می­‌کنیم، در مورد کدام تهران و با چه مختصاتی صحبت می­‌کنیم؟

به نظرم جهت دقیق صحبت کردن درباره‌ی تهران در دوره­‌ی مدنظر، شایسته است تا این دوره را در سه بخش مورد بررسی قرا دهیم؛ دوره­ اول از کودتا 1299 تا 1320، دوره دوم از 32-1320 و دوره سوم از 45-1332.

در دوره اول که از روزهای بعد از کودتای 1299 آغاز می‌­شود، اقدامات کابینه 90 روزه سیدضیاء طباطبایی به نظر معیار خوبی برای ارزیابی تهران در اواخر دوره­ی قاجار است. کودتا 1299 با هیچ مقاومت و عکس‌ ­العملی از سوی مردم مواجه نشد. چراکه در دوره­‌ی احمدشاه از جهت مدیریتی آشفتگی، تمامی ارکان مملکت را فرا گرفته بود و این امر نارضایتی عمومی در کشور و تهران را سبب شده بود. دو سیاح در این دوره از تهران بازدید می‌­کنند که توصیف­‌هایشان بازگوکننده­‌ی آن است که مدیریتی در تهران این دوره قابل شناسایی نیست. فقر و کثیفی شهر را در برگرفته است. سیاسیون و مجلس مدام در التهاب‌­اند و مباحثات جدی میان آن­ها جهت برون رفت از وضعیت موجود شکل گرفته است. با رخداد کودتا، گروهی معتقد بودند که حداقل دستاورد کودتا خروج کشور از وضعیت نابسامان موجود و مشخص نمودن ساختاری جدید است که در آن می­‌توان خواسته­‌های محقق نشده را از گروه قدرت پیگیری کرد.

سیدضیاء طباطبایی به عنوان یکی از مهمترین عوامل کودتا، روزنامه‌ ­نگار و یک نوع آرمان طلب بود. با دقت در اعلانات کابینه­‌ی سیدضیاء متوجه می­‌شویم که تهران در این دوره دچار یک گسیختگی تاریخی است. عموم مواردی که اعلانات کابینه در این دوره مورد اشاره قرار می‌­دهند در وهله­‌ی اول به تقویت انضباط شهری در تهران بازمی‌­گردد. به عنوان مثال در اعلانات ذکر شده است که نانوایی­ ها نباید نان را بر روی زمین پرت کنند، بلکه موظف­‌اند تا پارچه سفید رنگی بر روی میزی کشیده و نان­‌ها را بر روی آن قرار دهند. قصاب­ها باید لباس مخصوص کار با رنگ سفید بپوشند. با استعمال مواد مخدر در ملاء عام برخورد می‌­شود. استفاده از سنگ­‌های ترازوی غیراستاندارد ممنوع و استفاده از اوزان استاندارد اجباری می­‌شود. عربده­‌کشی، بدمستی و حضور در خیابان­های شهر با بیژامه ممنوع است، همچنین ذبح حیوان در معابر شهری ممنوع می­‌شود. تمامی این موارد در پی تقویت انضباط شهری است که در این دوره در تهران وجود نداشته است. در 1302 رضاخان­‌میرپنج به حکم احمدشاه قاجار، سردارسپه می‌­شود. در این دوره، بلدیه‌­ی تهران زیر نظر نخست وزیری بود و رضاخان یکی از همکاران خود به نام سرتیپ بریگارد قزاق ،کریم آقا بوذرجمهری را کفیل بلدیه­‌ی تهران می­‌کند. از دوره­‌ای که ایشان شهردار پایتخت می‌­شود، تهران شاهد توسعه کمی و کیفی است.

ـ بررسی مکانی توسعه­‌های یاد شده نشان می‌­دهد توسعه‌­ی تهران در این دوره تمام و کمال در داخل محدوده­ی حصار ناصری رخ می‌­دهد. آیا این اقدامات در شهر قجری، مبتنی بر طرحی از پیش اندیشیده­‌ای است؟

در حدود 25 سال پیش در کمیسیون ماده 5 شهر تهران، طرحی را مشاهده کردم که متاسفانه امکان تهیه کپی از آن مهیا نشد. طرح بر روی پوستی ترسیم شده بود که حصار هشت گوش تهران ناصری را نشان می­داد. حصاری که از چهارسو به روی آن، خیابان­‌هایی کشیده شده بود. در بالا دست حصار شمالی، بلواری به چشم می‌­خورد و پایین‌­تر هم ایستگاه راه آهن بود. بر اساس چنین مستنداتی می­‌توان ادعا کرد که توسعه شهر در این دوره از یک طرح ابتدایی بهره‌­مند بوده است. از سال 1309 به بعد خندق­­‌های اطراف شهر پر و دروازه­‌های شهر تخریب می‌­شوند. طی 1309 تا 1320 که رضاشاه کشور را ترک می­‌کند، توسعه­‌ی تهران یک توسعه عموما درونزا است. در این دوره ساختمان بلدیه در ضلع شمالی میدان توپخانه بنا می­‌شود. به جهت اتصال بخش­‌های مختلف شهر، توسعه و تعریض خیابان­‌ها در دستور کار قرار می­‌گیرد. نقشه سال 1309تهران چاپ شده توسط انتشارات اقبال و مظفری نشان می­‌دهد که گشایش و تعریض بعضی از خیابان­‌ها در طول این دوره خاتمه و برخی ناتمام مانده­‌اند. به عنوان مثال خیابان مولوی در بخش جنوبی شهر کشیده شده، خیابان بهارستان تا وسط­ محله عودلاجان گشایش پیدا کرده اما پس از آن متوقف شده، خیابان خیام از جلیل آباد تا لبه­ ی غربی ارگ پایین آمده و پایین‌­تر از دروازه غار تا میدان محمدیه هم یک خیابان کشیده شده و همچنین میدان محمدیه نیز، شکل گرفته است.

ـ می‌­دانیم پر کردن حصار و تخریب دروازه­‌های شهر توسط کریم آقا بوذرجمهری از سال 16-1309 به درازا می­‌کشد. مهمترین تاثیر برچیده شدن حصار پیرامونی تهران کدام است ؟

به نظر مهمترین تاثیر پرکردن حصار و تخریب دروازه‌­های تهران بی تاثیر کردن این سوال مهم است؛ چه کسی تهرانی است و چه کسی تهرانی نیست؟ چراکه تا قبل از این، هرکسی که قصد آمدن به داخل تهران را داشت باید یک خراجی پرداخت می‌­کرد و هر شخصی هم که ساکن تهران بود باید عوارض سکونت پرداخت می­‌کرد.

 

 

ـ تخریب حصار تهران که مدت‌­ها بود به لحاظ امنیتی کاربردی نداشت به گونه­‌ای از همسویی تهران با عصریت خود خبر می‌­داد. با حذف حصار، مرزی عینی که حدود و ثغور شهر را مشخص و عرضه­ و تقاضای زمین را مدیریت می­‌کرد از بین می­رود و شهر به جایی در آنسوی مرزها کشیده ­می‌­شود؛ گسترشی بدون محدودیت. در این دوره چه ویژگی­‌هایی بر گسترش تهران اثرگذار بودند؟

1320 مقارن با گذشت 40 سال از قرن 20 میلادی است. این قرن، دوره گذار از صنعتی شدن شهر در اروپا و آغاز دوره پساصنعتی بود در حالیکه ایران در آغاز گام نهادن در مسیر صنعتی شدن قرار گرفته بود و بدون آنکه فراز و فرودهای این دوره را طی کند، به یکباره تهران وارد دوره پساصنعتی شد. شهر دوره پساصنعتی مرز ندارد. شهر خودبخود بر اثر توسعه جریان­‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اتفاق می­افتد. وقتی حصارهای تهران حذف و خیابان‌­هایی در چهارسوی آن احداث می‌­شود، جایی صحبت از این نیست که توسعه شهر آنسوی این حد چگونه باید اتفاق بیفتد، اما محاورات، گفتگوها و اسنادی که به خصوص از دهه 20 به بعد به جای مانده، نشان می‌­دهند هم میان معمارها و شهرسازها و هم کسانی که دنبال سرپناه بودند، اقداماتی برای انتخاب پهنه­‌های جهت سکونت جمعیت در حال انجام است. به عنوان مثال؛ با نظر انداختن به مقالات مجله "آرشیتکت" مشاهده می­‌شود که مدام متخصصان به دولتمردان و مدیران گوشزد می­ کنند که شهر معنی دارد، شهر اتفاقی نباید گسترش یابد، باید خدمات پشتیبان برای سکونت تامین شود. حکومت در چگونگی توسعه تهران برخلاف محدوده داخلی برای بیرون از حصار ناصری برنامه­‌ی چندان مشخصی ندارد اما به هرحال مواردی مدنظر بوده است. مثلا از منظر نظام مدیریتی شهری، توسعه شهر از سمت شمال و بیرون از حصار تا بلوار آب کرج که خطی به موازات خندق شمالی است، پذیرفته می‌­شود. در این دوره بیرون از حصار ناصری شاهد خرد شدن و واگذاری اراضی همچون؛ جلالیه، بهجت آباد، امجدیه هستیم. اراضی به افرادی که تمول آبادسازی و خانه­‌سازی در آن زمین­‌ها را دارند، واگذار می­‌شود و توسعه­‌هایی تا اواخر دوره پهلوی اول در این اراضی شکل می­‌گیرد. ساخت و سازهایی که عموما توسط معماران جوان مورد طراحی و اجرا قرار می­‌گیرند. ساخت و سازهایی که سنگ بنای آغاز دوره­ای در معماری تهران با عنوان معماری مدرن را پایه گذاری می­‌کند.

ـ بررسی عموم فضاهای عمومی ساخته شده در تهران دوره پهلوی اول حکایت از نوعی مداخله و بازتعریفی جدید در شهر قدیم دارد. به عنوان مثال تاسیس بلدیه و عمارت تلگرافخانه در میدان توپخانه، مداخله در ارگ حکومتی، تاسیس میدان فردوسی، حسن­آباد و محمدیه، امتداد یافتن خیابان لاله­‌زار، تاسیس خیابان شاه­‌آباد و شاهرضا و همچنین اقدامات وسیع در میدان مشق نمونه­‌های از اقدامات پهلوی اول در دل تهران ناصری است. اقداماتی که ارتقا کیفیت فضاهایِ شهری تهران را به همراه دارند. این اقدامات درونگرا در مرکز و پیرامون شهر قدیم، ذیل چه رویکردهای توسعه­‌ای قابل بررسی است؟

به نظر روح اعلانات کابینه­‌ی سیدضیاء در همان طلیعه‌­ی کودتا تا پایان دوره رضاشاه بر شهر حاکم است. در پی اجرای انضباط شهری که پیش از این مورد اشاره قرار گرفت، بخشی از اقدامات توجه الگوهای رفتاری جامعه‌­ی شهری بود. اقداماتی که طی 90 روز فرصت کابینه‌­ی سیدضیا، شاهد اجرای آن­‌ها در بخش­های مختلف تهران هستیم. از سوی دیگر این انضباط نیازمند اصلاحاتی در ساختار شهر و فضاهایش بود. اصلاحاتی که در دوره پهلوی اول به طور جد مورد پیگیری قرار می­ گیرد. جامعه در حال دگرگونی است و تهران باید برای همراهی با جامعه آماده شود. جامعه، خواستار اتومبیل است؛ لذا تهران باید خود را برای حضور و تردد اتومبیل­‌ها در شهر آماده سازد. این مهم، بهانه­‌ی خوبی برای تولید یک نقشه از توسعه­‌ی پایتخت است. اگرچه تهران از دوره ناصری، توسعه پیدا می­‌کند اما آمادگی ورود و حضور به دوره صنعتی را ندارد. شهر دوره صنعتی، شهری است که ماشین در آن حضور دارد و مساله تسهیل و سرعت رفت و آمد اهمیت می‌­یابد. اتومبیل سرعت دارد، برای تغییر مسیر میدان‌هایی مورد نیاز است. شهر جدید، قوانین و مقررات خود را دارد. شبکه شطرنجی شهر تهران که تهیه کنندگانش کارشناسانی هستند که در بلدیه مشغول­ به کار هستند، اتاق فکری برای توسعه تهران به وجود می‌­آورند. این کارشناسان که افرادی با تجربه و تحصیل کرده­ بودند در چگونگی توسعه‌­ی تهران در این دوره نقش حایز اهمیتی دارند. ظاهرا در این دوره همه معماران صاحب نام که صاحب اثر هم هستند با بلدیه همکاری و مسئولیت­‌هایی نیز بر عهده دارند. اقداماتی که این مجموعه از مهندسان و معماران در تهران در همکاری با بلدیه طرح می­‌کنند به طور مشخص در راستای دستیابی به اهدافی بود که خواست­ یک حکومت دیوانسالار و متمرکز طلب می­‌کند.

ـ از لابلای فرمایشات شما چنین استنباط می‌­شود که گویا تفکر مشخصی در ساختار بلدیه، برای توسعه شهر در این دوره ایجاد شده بود که ناظر به بسیاری از مسایل تهران بود. اما تا آنجا که به دوره پهلوی اول مربوط می‌­شود ما تنها با نقشه 1309 مواجه­‌ایم که بنا بر ماهیت کارکردی­‌اش، نام "نقشه­‌ی خیابان­‌ها" را می­‌گیرد. نقشه­‌ای که به طور اخص ساختار خیابان کشی­‌های تهران را تعیین و تکلیف می‌­کند. از این رو، آیا شما معتقدید در مواجهه با تهران دوره پهلوی اول ما با شناخت و ترسیم چشم اندازهای توسعه‌­ای فراتری از تعیین و تکلیف ابتدایی ساختار شهر از سوی بلدیه­‌ی تهران مواجه­‌ایم؟

اصلا نباید اقدامات بلدیه تهران در دوره پهلوی اول را دست کم بگیریم. توجه کنید شاید رضاپهلوی و کفیل بلدیه وقت تهران بی­سواد بودند اما این­ افراد مجری نظرها و آرمان­های تحصیلکردهای دوره خود به شمار می‌­رفتند. در این دوره ­از تحولات شهری تهران اقتدار و قلدری رضاخان و بوذرجمهری بسیار موثر است. کاری را که معمار­ها و تحصیل کرده­‌ها توان و امکانش را نداشتند که انجام دهند، رضاپهلوی ممکن می­‌سازد. حکومت و در نسبتی با آن بلدیه در این دوره، زمینه­­‌ی اجرای توسعه تهران را برای متخصص­‌ها فراهم می­‌سازند. صحبت­‌ها و نوشته­‌ها حاکی از آن است که پاریس در این دوره الگوی آرمانی برای برنامه های توسعه شهری تهران است. چراکه بسیاری از تحصیل­کرده­‌ها، فارغ التحصیل‌­های فرانسه بودند. شاید از همین رو باشد که بحث "هوسمانیسمی" که برخی در خصوص توسعه­‌ی تهران در این دوره مطرح می­‌کنند؛ چندان بیراه نباشد. نظامی از ساختار شبکه شطرنجی در شهر که هرجا شبکه راه‌­های اصلی یکدیگر را قطع می‌­کردند یک میدان بنا می­‌کرد؛ میدانی مثل حسن­‌آباد، شاه و یا مخبرالدوله. اگر به قوانین مصوب انجمن بلدیه تهران در این دوره توجه کنیم­، مشاهده می­‌کنید به تمامی ضوابط و مقررات لازم جهت احداث یک ساختمان جدید در شهر اشاره شده است. اینکه تا کجای نمای ساختمان سنگ و از کجا به بعد آجر شود، پیش آمدگی­‌ها و بالکن ها چگونه باشند، نماسازی در تمامی بخش­‌های ساختمان چگونه انجام شود، حتی به ریتم ستون­ ها نیز اشاره می­ شود. به نظرم در ارزیابی­ های مربوط به این دوران ؛ ساختار و عقلانیت بلدیه دست کم گرفته می­ شود. برای ارزیابی بهتر، می ­باید ترازنامه­‌های مالی، نحوه واگذاری­‌ها و مناقصه ­ها در این دوره باید بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

ـ اگر به جریان مدرنیزاسیون در پهلوی اول معتقد باشیم، وجه معماری و شهرسازی این جریان توسط معمار و شهرسازهای کاربلدی راهبری می ­شود که با توجه به ماهیت بناهای دولتی، اداری و تجاری متعدد این دوره، برونگرایی را در معماری بناها به طور مشخص مورد توجه قرار می­‌دهند. این برونگرای از چه دوره­‌ای در ساخت بناهای مسکونی تهرانِ پهلوی اول، قابل مشاهده است؟

بسیار زود. بطوریکه در پیش از دهه 20 عموم ساختمان­ های کنار خیابان­‌های اصلی این دوره مبتنی بر طرح­هایی برونگرا بوده و دارای کاربری مختلط مسکونی و تجاری­ اند. بطوریکه طبقه پایین تجارتخانه و طبقه بالا کاربری مسکونی بود. خانه­‌هایی با بالکن­‌هایی رو به خیابان که گویا جذاب بوده و ساکنان خانه در فضای بالکن دور هم جمع می­‌شدند و به گفتگو و تماشای شهر، خیابان‌ها و آدم‌­ها می­‌نشستند.

ـ اگر بپذیریم با تغییر سبک و الگوهای سازماندهی فضایی خانه، مردم نیز الگوهای زیست ـ رفتاری خود را تغییر می­‌دادند، آیا می‌­توان در پس و پیش مدرنیزاسیون حکومتیِ این دوره به مدرنیسمی ایرانی اشاره داشت که توسط مردم هدایت می­‌شد؟

از یاد نبریم یکی از مهمترین جریان­های موثر در این توسعه آموزش است. مدرسه البرز، ژاندارک، مروی همه در این زمان تاسیس شده­‌اند و دارالفنون از قبل وجود داشت. ما ایرانی­‌ها به نظر هیچوقت خود را به لحاظ اندیشه ورزی عقب تر از غرب ندانسته­‌ایم و هر وقت که فرصت شده این فاصله را با غرب کمتر کرده‌­ایم. در آن دوره، این عطش به نظر خیلی بیشتر بود. البته غافل نشویم که مفهوم شهر در این دوره تغییر یافته است. خیابان دیگر فقط محدود به بخش سلطنتی ارگ نیست. خیابان­‌ها در این دوره، مردمی و به عبارتی به فضاهای شهری مهمی بدل شده­‌اند. خیابان­‌ها درختکاری می‌­شوند و بین درختان گل کاشته می­‌شود. در این دوره خیابان، جایی است که تردد در آن لذت بخش است. شهر و فضاهای شهری در این دوره بسط یافته و به مردم تعلق می­‌گیرند. حالا دیگر تنها کاخ­‌ها مهم نیستند، کل شهر میدانی است در اختیار مردم که به زنان و مردان شهر به فضاهای عمومی نوین شهر چون؛ هتل­‌ها، کتابفروشی­‌ها، کافه‌­ها، فروشگاه­‌ها و به تدریج سینماها مراجعه می­‌کنند. در این دوره، مردم ­می­‌توانند به مدرسه و سینما بروند، ماشین سوار شوند، گروه­‌های الیت را در شهر ببینند، دانشگاه بروند و احساس تفاخر کنند، یک زبان دیگر یاد بگیرند. تهران این دوره شهری مردمی‌­تر نسبت به دوره­‌های پیش است. عرصه­ ی شهر و به خصوص خیابان­ تبدیل به فضاهای عمومی می­‌شود. خیابان محل عبور نیست محل حضور است وگرنه چه الزامی وجود داشت که خیابان انقلاب، ولیعصر و یا جاده قدیم شمیران با این عرض طراحی و اجر شود. لذا همپای تهرانی که تغییر را تجربه­ کرد، جامعه تهرانی نیز این تغییرات را دنبال و در مواردی آن را پذیرفت، گاه اصلاح و گاه رد کرد.

local_offer
اشتراک گذاری
chat نظرات

پر بازدید ترین ها

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

نویسنده : مریم میرزایی
از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران

طلوعِ پایتختیِ تهران

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران  (بخش دوم)

طلوعِ پایتختیِ تهران (بخش دوم)

نویسنده : مجید منصور رضایی
حافظه می سوزانی، چند؟

حافظه می سوزانی، چند؟

نویسنده : مجید منصور رضایی
مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

نویسنده : مجید منصور رضایی
فضا، زن و تجربه‌ی تهران

فضا، زن و تجربه‌ی تهران

نویسنده : مریم کریمی
نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نویسنده : مجید منصور رضایی
زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

نویسنده : صحرا زاهد
کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی و حافظه‌ی شهری

کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی...

نویسنده : سعید احمدیان
میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

نویسنده : مهنام نجفی
آزادی بند ناف مرا بُرید

آزادی بند ناف مرا بُرید

نویسنده : حسین ذبیح
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش اول)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش دوم)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

نویسنده : یاسمین نعمت‌اللهی
radio