میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

 

پروژه­ ای بزرگ با رویکردی نو در معنا، کارکرد و ساماندهی فضا؛ بنا شده در حد شمالی تهران، بر روی خرابه­ های حصار طهماسبی­ که حالا جهت توسعه­ تهران به وقت ناصری، فروریخته می‌شوند. میدانی که گرچه با نیت نظامی بنا شد اما خیلی زود توسط مردمان شهر، فتح و به عرصه­ بسطِ زندگیِ روزمره پایتخت نشینان بدل شد. میدانی که مهنام نجفی در نوشتار پیش‌ رو کوشید تا زندگی، وجوه برسازنده‌ و کارکرد حقیقی آن را برایمان آشکار سازد.

 

میدان توپخانه اوایل دهۀ ۱۲۸۰ق، در دهۀ سوم حکومت ناصرالدین‌ شاه قاجار، هم‌زمان با تخریب حصار طهماسبی و گسترش تهران ساخته شد. میدان، که امروز فقط نام پرآوازه و عرصۀ فراخش به یادگار مانده، اصلی‌ترین میدان عمومی دارالخلافۀ ناصری بود. ایجاد میدان و شش خیابان منشعب از آن، ساختار شهر را متحول و عرصه‌ای نو برای اقدام­ هایی تازه‌ فراهم کرد. اقدام­ هایی که اقتضای زمانه و ضرورت تحول پایتخت به شمار می‌رفتند. میدان توپخانه در واقع، میدان توپخانه­ جدید شهر بود که جانشین میدان ارگ می­ شد. اگرچه میدان به لحاظ الگوهای کالبدی و فضایی، مشابهت­ هایی با میدان ارگ قدیم داشت اما چون میدان قدیم، محصور در حصار ارگ سلطنتی نبود. میدان جدید پایتخت که در ادامه‌ی سنتی آشنا تحقق یافته بود، جلوه‌گاه کیفیت های تازه‌ای شد که آشکارا پایتخت ناصری را از دوره‌های پیشین متمایز ‌می­ ساخت و فضایی نو در زندگی شهری را ارایه می‌کرد.

 

اول: توپ‌

کالبد میدان توپخانه، همچون نام آن، به توپ و توپچی اختصاص داشت. عرصۀ میدان در بدنه‌ای پیوسته‌، متشکل از حجره‌هایی در دو طبقه، محاط بود. حجره‌های طبقۀ اول جایگاه توپ‌ها و حجره‌های طبقۀ دوم قرارگاه توپچیان بود. در میانه­ میدان حوض وسیعی قرار داشت که چهار توپ در چهار کنج آن قرار گرفته بودند. در پیرامون حوض و باغچه‌های مجاور آن نیز همواره توپ‌هایی مستقر بود. حتی موضوع اصلی نقوش گچ بری و کاشیکاری دیواره‌ها و دروازه‌های پیرامون میدان، گلوله‌های توپ و سربازان مسلّح بود. چنین فضایی، در تلقی امروزی ما، فضایی کاملاً نظامی است و استقرار آن در مهم‌ترین قسمت شهر، در محل انشعاب شش شریان اصلی شهر، هدفی جز ایجاد رعب در مردم و امکان سرکوب آن‌ها را به ذهن متبادر نمی‌سازد. آنچه که می‌تواند کل فضای شهر را به فضایی امنیتی و تحت کنتری بدل سازد. در ذهن ما، چنین میدانی، هرچه باشد، نمی‌تواند میدانی برای مردم باشد. ولی با اندکی جستجو در اسناد و متون دورۀ ناصری، با شگفتی در می‌یابیم که میدان توپخانه با همۀ توپ‌ها و توپچیانش، قلب تپندۀ تهران و یکی از زنده‌ ترین عرصه‌های عمومی پایتخت بود. اما چنین کیفیتی چگونه حاصل شد؟ چگونه استقرار توپ‌ و توپچیان در سراسر میدان در تضاد با حضور مردم نبود و مانعی برای جریان طبیعی زندگی شهر در میدان به شمار نمی‌آمد؟

پاسخ این پرسش­ه ا را شاید بتوان در نقش‌ چندگانۀ توپ در میان مردم این دوره یافت. توپ کارآمدترین و مهم‌ترین ابزار جنگی آن دوران بود و نماد قدرت و سلطه به شمار می‌رفت، ولی در پس این سلاح نظامی قدرتمند مفاهیم دیگری در طول دوران بالیده بود که وجوه متفاوتی به آن می‌بخشید. توپ نزد مردم صرفاً ابزار تخریب و ویرانگری نبود؛ بلکه بیش از آن به نماد امنیت و آرامش و ضامن صلح و صفا بدل شده بود. توپِ مرواریدِ پرآوازه، نماد نقش تازه‌ای بود که توپ نزد ایرانیان یافته بود. توپی مزیّن و متبرّک که حاجت نیازمندان را برآورده می‌کند و به رانده‌ شدگان و مغضوبان پناه می‌دهد. چنین توپی نه عامل سرکوب و مایۀ وحشت، که نماد آرامش و بخشش و گشایش است. این گونه بود که صفیر توپ در این دوره، هماهنگ با آوای نقاره که از دیرباز، موسیقی متن زندگی ایرانیان بود، بشارت‌ دهنده و پیام‌ رسان می‌شود. اوقات شرعی شبانه‌ روز و ایام متبرک سال همگی با صفیر توپ و آوای نقاره به مردم شهر اعلام می‌شد. صفیر گوش‌ نوازی که امروز هم حلول سال نو را به ما بشارت می‌دهد. در این دوره، بسیاری از توپ‌های میدان توپخانه، همچون توپ‌ مرواریدِ میدان ارگ، مکان بست‌ نشینی شده بود؛ توپ‌های چهارگانۀ مستقر در چهار گوشه­ی حوض میانیِ میدان، توپ‌های بازمانده از نبردهایی تاریخی بود که چون تندیس پهلوانان و قهرمانان برای یادآوری پیروزی‌ و سربلندی در میدان استقرار یافته بودند. گلوله‌های طلایی و نقره‌ای رنگ توپ زینت‌ بخش میدان در ایام مبارک سال بود. این‌ گونه توپ در فضاهای شهری دارالخلافه ناصری به همنشینی با زندگی مردم بدل شده بود و میدان توپخانه، میدان مردم بود.

 

 

دوم: شاه

ناصرالدین‌ شاه و ارگ حکومتی‌اش حضور نمادین بارزی در میدان توپخانه داشتند. میدان توپخانه در شمال ارگ حکومتی بنا شد و دروازۀ باب همایون، دروازۀ شمالی ارگ حکومتی، از فاخرترین اجزای کالبدی میدان بود. این درواز­ه­ وسیع و مرتفع با شش مناره­ باریکِ اوج گرفته، بلندترین جزء میدان بود. با ایوانی بر فرازش که محل استقرار نقاره‌چی‌های حکومتی بود. درِ چدنی این دروازۀ عظیم، نخستین محصول چرخ بخاری بود که در کارخانۀ دارالخلافه دایر شده بود و از نشانه‌های بهره‌ مندی ایران از فن‌آوری روز جهان به شمار می‌رفت. دو جاچراغی چدنی باشکوه، که از اولین چراغ‌های گازی پایتخت بودند، در آستانۀ دروازۀ باب همایون در میدان نصب شده بود. دروازۀ باب همایون گرچه چون دروازۀ عالی‌قاپوی میدان ارگ (میدان توپخانۀ قدیم تهران) مکان جلوس شاه و ملاقات بی‌ واسطۀ شاه و مردم نبود، اما نماینده و نشانه­ بارزی از شاه و حکومتش در میدان و شهر بود.

میدان توپخانه همچنین فرصت‌های فراوانی برای ملاقات غیررسمی شاه و مردم فراهم می‌آورد. مرکب شاه در تردد میان ارگ سلطنتی و قصرهای متعدد شاه، در مناطق ییلاقی شمال تهران، ناگزیر به عبور از میدان توپخانه و مردمانش بود. این آمد و شدها که با تشریفات مفصلی صورت می‌پذیرفت، شاه و خدم و حشم‌اش را در معرض تماشای مردم قرار می‌داد. حتی در برخی موارد گروه‌هایی از مردم از همین فرصت بهره می‌جستند و در میدان از شاه داد خواهی می‌کردند. شاطرهای سرخپوش شاه، همواره در میدان حاضر بودند تا در صورت نیاز، جمعیت میدان را متفرق کنند و راهی برای او و همراهانش باز کنند. به هر ترتیب، عبور کالسکه‌ها و مرکب‌های نفیس و پر زرق‌ و برق، انبوه استقبال‌ کنندگان عالی‌ رتبه و صاحب‌ نفوذ، صف طولانی غلامان، و حتی شاطران و فراشانِ شاهی، نمایش تمام و کمالی را در عرصه­ی میدان به صحنه می‌برد که به قول یکی از جهانگردان اروپایی از «رویدادهای تماشایی» میدان بود. این مراسم نمایشی، در حقیقت، فرصت درخشانی هم برای شاه و هم برای مردم بود. شاه در این مراسم جلال و جبروت ملوکانه‌اش را به رخ رعایایش می‌کشید و از این طریق قدرت و توانمندی حکومت را به ایشان یادآور می‌شد. مردم یا رعایا نیز بی‌واسطه با شاه مواجه می‌شدند و از طریق انبوهی از نمادها و نشانه‌ها به شناختی از او می‌رسیدند؛ شناخت شاه و درباری که جان و مالشان و همچنین آسایش و امنیت­شان در دستان ایشان بود. در حقیقت، در این مراسم مردم ناظر نمایشی بودند که شاه و درباریان در آن ایفای نقش می‌کردند.

 

 

سوم: مردم

میدان توپخانه صحنۀ فراخی برای تماشا بود. مرد و زن، پیر و جوان و کودک، همگی، هم در نمایش این صحنه­ بزرگ دخیل بودند و هم از تماشاچیانِ آن به شمار می‌رفتند. میدان تقریباً در میانۀ شهر واقع بود و شش خیابان اصلی شهر، در مقام نخستین خیابان‌های پایتخت، از آن منشعب می‌شدند. از این رو، میدان نقطۀ عزیمت سر راست و مناسبی برای رفتن به هر نقطه از شهر بود. به همین دلیل ایستگاه مرکزی نخستین خطوط تراموای اسبی در تهران نیز در محل میدان توپخانه واقع شد. تراموا، هر صبح، مسافرانش را در میدان توپخانه سوار و پس از طی مسیرهای مشخص، مجدداً به میدان باز می‌گشت، اسب‌های خسته را تعویض می‌کرد، و با مسافرانی تازه راهی می‌شد. میدان توپخانه اولین و آخرین ایستگاه تراموا در طول روز بود. در میدان اصلی پایتخت، نه فقط اهالی شهر، که دیگرانی از اقصاء نقاط ممالک محروسه، از سرزمین‌های دور و نزدیک، و حتی از بلاد فرنگ در تردد بودند. برخی از آنها مسافران کاروان‌های زیارتیِ عازم مکه و مشهد و برخی بازرگانانی بودند که برای خرید و فروش به بازار بزرگ تهران آمده بودند. برخی نیز سیاحانی بودند که عزم سیاحت تهران و ایران را داشتند. غالب سفارتخانه‌ها در خیابان علاءالدوله، خیابان شمال‌غربی میدان توپخانه، واقع بود. سفرا در آمد و شد به ارگ سلطنتی از میدان توپخانه می‌گذشتند و میدان حلقه‌ی واسطی بود که محله‌ي جدید دولت، در شمال حصار قدیمی شهر، را به شهر قدیم پیوند می ­داد. محله دولت که پیش از گسترش شهر، مکان باغ‌ها و عمارت‌های درباریان بود، با گسترش شهر به محله­ اعیان‌ نشین بدل شد که خانه­ غالب درباریان و صاحب‌ منصبان در آن واقع بود. با این حال بسیاری از مکان‌های مهم شهر، چون کاخ گلستان، بازار، سبزه‌م یدان، مسجد سلطانی، تکیۀ دولت‌، مدرسۀ دارالفنون، میدان ارگ، خیابان باب‌همایون، و خیابان ناصریه، در محدودۀ شهر قدیم و در جنوب میدان توپخانه واقع بود و اعیان و درباریانِ محلۀ دولت برای دسترس به همۀ این مراکز از میدان توپخانه گذر می‌کردند. بساط معرکه‌گیرها، که همواره جا به جای میدان گسترده بود، مردم را گرد هم می‌آورد. مارگیرها، عنتر بازها، چشم‌ بندها، بند بازها، رقاصان، شعبده ‌بازها و دیگرانی مردم را فرا خوانده و به شیوه‌های مختلف آنها را سرگرم می‌کردند. تفریحات جمعی و گردهم ‌آیی‌های مردم در میدان به این بساط‌های کوچک محدود نبود. توپخانه محل برگزاری جشن‌های عمومی باشکوهی بود که به مناسبت‌های مختلف، چون مولود شاه و سال نو و حتی رویدادهای مبارکی چون افتتاح صنایع نوین، ترتیب داده می‌شد. در این جشن‌ها، میدان توپخانه را به شیوه‌های مختلف می‌آراستند؛ پرچم‌ها را بر فراز میدان می‌افراشتند؛ آتش‌بازی راه می‌انداختند؛ شربت و شیرینی پخش می­کردند؛و جشن را با مارش‌های ایرانی و اروپایی ارکستر نظامی شور می‌بخشیدند.

میدان توپخانه به این ترتیب فرصتی کم‌ نظیر در شهر برای دیدن آدم‌ها و رویدادها بود. در این عرصۀ فراخْ بی‌واسطه چیزهایی عیان می‌شد و خواسته و ناخواسته ظهور می‌یافت. خبرهای تازه‌ای شنیده می‌شد و صحت تبلیغات و اخبار رسمی محک می‌خورد. حضور انبوهی از آدم‌ها، از اقشار و اصناف و طبقات و نژادها و ملیت‌های مختلف، میدان توپخانه را به جهانی کوچک بدل ساخته بود. جهانی دور از دسترس و غریب که در میدان توپخانه­ی تهران در محضر اهالی پایتخت حاضر و نادیده‌ها و ناشنیده‌های بسیاری را به ایشان عرضه می‌کرد. مردم در میدان توپخانه هم دیده می‌شدند و هم می‌دیدند؛ هم بخشی از نمایش پرشور هرروزۀ میدان بودند و هم تماشاچی اصلی آن. میدان صحنۀ نمایشی بود که بدون تماشاچی بی‌معنا می‌شد و نقش مردم در این میان اساسی و ضروری بود.

میدان توپخانه قلب تپندۀ شهر بود. حال و هوای زندگی شهر، تحولات اساسی آن، و اقتضائات و خواست‌های آن به طرق مختلف در این فضا بروز می‌یافت. در این میدان، ماهیت شهر برملا می‌شد و هویت آن عیان می‌گشت. در اوایل دهۀ ۱۳۰۰ق، همگام با تحولات اجتماعی و اداری، کالبد میدان دچار تحولات مهمی شد. عمارت‌های تلگرافخانه و پستخانه و بانک، سه نهاد نوین و مؤثر، در بدنه‌های جنوبی و شمالی و شرقی میدان مستقر شد. به این ترتیب، اولین گام‌ها در مسیر نوسازی ساز و کارهای قدیم در میدان توپخانه به شکل بارزی ظهور یافت. استقرار این نهادها در میدان به مثابۀ اعلامِ عمومی تحولات و پیشرفت‌های مهمی بود که بر صلاحیت و توانمندی حکومت گواهی می‌داد. در قضیۀ مشهور تنباکوی رژی، در سال ۱۳۰۷ق، میدان توپخانه به یکی از مهم‌ترین مراکز اعتراضات مردمی بدل شد. در این واقعه، بخشی از مردمِ معترض به اعطای این امتیاز در میدان توپخانه مستقر شدند و حتی به نایب‌ السلطنه، هنگامی که از میدان عبور می‌کرد، حمله کردند. در این واقعه میدان، به رغم ساز و کارهای گستردۀ امنیتی و حکومتی به ظرفی جهت ابراز خشم و نارضایتی مردم بدل شد. گویی آنچه در میدان حادث می‌شد و به نمایش درمی‌آمد، رسمیت می‌یافت و سزاوار توجه می­ شد. شواهدی از این دست به خوبی گویای این نکتۀ اساسی است که میدان توپخانه، در حقیقت، عصارۀ زندگی شهر را جلوه می‌بخشید. با این حال تمام آنچه که حکومت و صاحبان قدرت در میدان عرضه می‌کردند، از انبوه نشانه‌های کالبدی تا رویدادها و مراسم دولتی، همگی برای عرضه به مردم ترتیب یافته بودند. بنابراین، حتی زمانی که هیچ یک از عمارت‌های پیرامون میدان به مردم اختصاص نداشت و ظاهراً همۀ کالبد میدان در سیطرۀ قوای حکومتی و نظامی بود، حضور مردم اصلی‌ترین علت وجودی میدان بود. در واقع، همۀ فضا و جان میدان از آنِ مردمی بود که سهمی در کالبد آن نداشتند. چراکه نمایش فقط با تماشاچی ممکن می‌شود و مردم همواره تماشاچیان اصلی صحنۀ نمایش میدان بودند.

 

جستار حاضر در فصلنامه همشهری معماری 35

بخش تهرانشهر -  پرونده تهران ناصری با دبیری مجید منصوررضایی منتشر شده است.

local_offer
اشتراک گذاری
chat نظرات

پر بازدید ترین ها

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

نویسنده : مریم میرزایی
از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران

طلوعِ پایتختیِ تهران

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران  (بخش دوم)

طلوعِ پایتختیِ تهران (بخش دوم)

نویسنده : مجید منصور رضایی
فضا، زن و تجربه‌ی تهران

فضا، زن و تجربه‌ی تهران

نویسنده : مریم کریمی
حافظه می سوزانی، چند؟

حافظه می سوزانی، چند؟

نویسنده : مجید منصور رضایی
نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نویسنده : مجید منصور رضایی
زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

نویسنده : صحرا زاهد
مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

نویسنده : مجید منصور رضایی
کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی و حافظه‌ی شهری

کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی...

نویسنده : سعید احمدیان
میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

نویسنده : مهنام نجفی
تهران، طبقه‌یِ متوسطِ تهران و سالمندِ طبقه‌یِ متوسطِ‌ تهران

تهران، طبقه‌یِ متوسطِ تهران و سالمن...

نویسنده : مجید منصور رضایی
آزادی بند ناف مرا بُرید

آزادی بند ناف مرا بُرید

نویسنده : حسین ذبیح
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش دوم)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش اول)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
radio