فیلم، عکس و خوانش شهری که دارالخلافه بود

 

سفرنامه، نقاشی، داستان، عکس و فیلم به‌ویژه در عصر حاضر، به ابژه‌هایی شایسته‌ی تأمل برای خوانش شهرها بدل شده‌اند. از نمونه‌های قاجاری چنین ابژه‌هایی می‌توان به نقاشی‌های کمال‌الملك، عکس‌های ناصرالدین‌شاه یا آنتوان سوریوگین و یا فیلم‌های مظفرالدین‌شاه از تهران اشاره کرد. مهرداد‌‌ زاهدیان دانش‌آموخته‌ی فلسفه و مستندساز در نوشتار حاضر به سراغ فیلم‌ها و عکس‌هایی از این دوره یا درباره‌ی این دوره رفته و کوشیده تا از خلال بررسی آن‌ها، شهر قجری را مورد خوانش قرار دهد. از فیلم‌های شاخص مهرداد زاهدیان، باید به «میدان بی‌حصار»، «مسجد جامع عقیق اصفهان»، «مسیح در جلفا»، «حلقه‌های گمشده»، «خاطرات روی شیشه»، و «تهران فردا» اشاره کرد.
 

 

فیلم‌های قصه‌گو* با مضامین تاریخی غالباً گمراه‌ کننده هستند. این‌گونه فیلم‌ها عمدتاً تصویری جعلی از وقایع، شــخصیت‌ها و فضای گذشته را ارائه می‌دهند. چند سال پیش به ملاقات ماشــاءالله آجودانی رفته بودم. برایم عجیب بود که یک تاریخ‌دان از شــنیدن صدای ضبط‌ شــده‌ی مظفرالدین‌شاه تعجب کرده بود. حیرت او از این جهت بود که شاه بدون لهجه و به روانی فارسی ســخن می‌گفت. او گمان می‌کرد کاراکتری که علی حاتمی از مظفرالدین‌شاه در فیلم کمال‌الملک ارائه داده، به واقعیت نزدیک بوده اســت. آجودانی در مواجهه با اسناد تاریخی به پندار غلطی که این فیلم ایجاد کرده بود، واقف شد. این تنها تأثیر غلط فرهنگی نبود که علی حاتمی از دربار قاجار رواج داد؛ بلکه بســیاری از مــردم تصویری را که حاتمی در فیلم‌های تاریخی خود از دوره‌ی قاجاریه ارائه داد، باور کرده‌اند و شخصیت‌های تاریخی، نوع ادبیات و گفتار افراد را از دریچه‌ی دوربین او می‌شناسند. همواره قضاوت عمومی درباره‌ی امور شــهری و فرهنگی دوران قاجار و به‌ویژه دوره‌ی ناصری با نوعی سهل‌انگاری مواجه است. اغلب مردم، آن دوران را روزگاری تاریــک می‌دانند. اعتراف می‌کنم من هم کمابیش با چنین قضاوتی به آن دوران نگاه می‌کردم؛ اما درگیرشدنم با تاریخ معاصر به‌عنوان موضوعی برای ساخت فیلم مستند، خلاف این باور عمومی را در حوزه‌ی فرهنگ و هنر برایم روشن کرد. تهران برای آن که بتواند بستر مناسبی برای ایجاد تحولی در حوزه‌ی علوم جدید و هنر باشد، نیازمند توسعه بود و شاید به این دلیل بود که دارالخلافه‌ی تهران به دارالخلافه‌ی ناصری مبدل شــد تا پذیرای مراکزی برای ایجاد تحول به سوی تجدد باشد؛ فضاهایی همچون دارالفنون، دارالشــورا و مجلس شورای ملی، خیابان و هتل و مانند این‌ها که تا پیش از آن هیچ ســابقه‌ای از آن‌ها در تهران دیده نمی‌شود. هنگامی که برای ســاخت فیلم مستند «خاطرات روی شیشه» - که به موضوع ورود پدیده‌ی‌ عکاسی به کشور اختصاص داشت - به آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان مراجعه کردم، با انبوهی از عکس‌هایی مواجه شدم که تنها محصول خواست ناصرالدین‌شــاه بود. دقت در این عکس‌ها دو موضوع مهم را روشــن می‌کرد؛ اول این که این اسناد بی‌نظیر، تصویری دقیق و جزئیاتی از زندگی و چهره‌ی ایران آن دوران را نمودار می‌کنند که بیننده می‌تواند به کمک آن‌ها تجسمی عینی از آن روزگاران را پیش چشمش ملاحظه کند. دقت در این عکس‌ها برای بیننده تجربه‌ای اســتثنایی از کشــف به همراه دارد. اهمیت کار در آن اســت که می‌شد به دوربین و عکاسی به‌عنوان ابزاری تفننی و تنها به جنبه‌ی تفریحی آن توجه کرد؛ اما شاه آن را وسیله‌ای برای ثبت اسناد تصویری از اقصی نقاط کشور قرار داد. می‌دانیم که برخی از حکام محلی، گزارش‌های حوزه‌ی فرمانروایی خود را به‌وسیله‌ی‌ آلبوم عکس به مرکز ارســال می‌کردند و این روشی سال پیش (قبل از ظهور تلفن‌های ۱۵۰ مدرن برای کسب خبر در حدود هوشمند و اپلیکیشن‌هایی همچون تلگرام) بود. دوم، تکنیک اجرایی برای تولید هر فریم عکس، به دلیل عملیات پیچیده‌ی آماده‌سازی دوربین و مهیا کردن سطح حساس، کاری دشــوار و نیازمند به‌کارگیری افرادی متخصص بود و این کار جز با صرف هزینه ممکن نمی‌شد. بخش مهمی از این عکس‌ها به مناظر شهری و به‌ویژه تهران اختصاص دارد. ضمن بررسی این عکس‌ها است که درمی‌یابیم در دوره‌ی ناصری علاقه‌مندی به سوی تجدد به‌عنوان یک جریان قدرتمند وجود داشته است. در تصاویر اولیه، ابنیه‌ی دولتی و خانه‌ها عموماً یک طبقه با پشت‌بام‌هایی کاه‌گلی‌اند؛ اما پس از یکی دو دهه، پشت‌بام‌های شیروانی با انواع نقوش ظهور می‌یابند. این تغییرات در نمادین‌ترین شکلش در میدان توپخانه دیده می‌شود. بعد از فرو ریختن حصارهای شــاه‌طهماســبی، میدان توپخانه اولین محصول گسترش شهر بود و تا سال‌ها این میدان از مهم‌ترین نمادهای شهری در دارالخلافه‌ی ناصری به شمار می‌آمد. ایده‌ی‌ اولیه‌ی ساخت میدان بر فضایی نظامی متمرکز بود؛ اما معماران می‌دانستند که باید در آن به نمادهای شهری نیز توجه کنند.لابد می‌دانستند زندگی مدرن نیاز به فضایی برای [دیدن و دیده شدن] دارد و با توجه ‌به نقشه‌ی توسعه‌ی تهران، این میدان در کانون و مرکز شــهر قرار می‌گرفت. به این ترتیب عناصری که در میدان به‌مثابه نمادهای شهری نمود می‌یابند، در احداث میدان مورد توجه قرار گرفته بــود. احداث دو دروازه‌ی بزرگ در جنوب میدان با جزئیات فراوان از توجه حکام به فضاهــای عمومی و خارج از حصارهای کاخ‌ها و املاکشان حکایت دارد. معماران در این دوره به شهر، میدان و بدنه‌سازی‌های شهری توجه می‌کردند و این نشانه توجه به انسان شهرنشین است. در واقع در این دوره نوعی شهرسازی برون‌گرا در تهران شکل می‌گیرد. وقتی به سیمای تهران پس از آن دوران نگاه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که بدنه‌سازی و توجه به منظر شهری به نظر جایی در تفکرات مدیران و تصمیم‌گیران شهری نداشته و این حق شهروندی به وضوح کنار گذاشته شده است. شاید بتوانیم حدس بزنیم فیلم‌سازی همچون علی حاتمی در ۱۵۰ سال بعد چه تصویری از امروز بازسازی خواهد کرد؟

 

 

پی نوشت:

*Fiction

local_offer
اشتراک گذاری
chat نظرات

پر بازدید ترین ها

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

نویسنده : مریم میرزایی
از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران

طلوعِ پایتختیِ تهران

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران  (بخش دوم)

طلوعِ پایتختیِ تهران (بخش دوم)

نویسنده : مجید منصور رضایی
حافظه می سوزانی، چند؟

حافظه می سوزانی، چند؟

نویسنده : مجید منصور رضایی
مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

نویسنده : مجید منصور رضایی
فضا، زن و تجربه‌ی تهران

فضا، زن و تجربه‌ی تهران

نویسنده : مریم کریمی
نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نویسنده : مجید منصور رضایی
زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

نویسنده : صحرا زاهد
کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی و حافظه‌ی شهری

کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی...

نویسنده : سعید احمدیان
میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

نویسنده : مهنام نجفی
آزادی بند ناف مرا بُرید

آزادی بند ناف مرا بُرید

نویسنده : حسین ذبیح
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش اول)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش دوم)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

نویسنده : یاسمین نعمت‌اللهی
radio