انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

 

امروز خیابان انقلاب یا همان شاهرضا را بیشتر با دانشگاه تهران، کتابفروشی‌ها، تئاتر شهر و کافه‌ها می‌شناسیم. اگر نگاهی به نقشۀ تهران و خیابان شاهرضا در دوره‌های پهلوی اول و دوم بیاندازیم، با تعدد مراکز فرهنگی و آموزشی در این خیابان روبرو می‌شویم. در نقشۀ تهران در سال ۱۳۴۷ ه.ش که در آن کاربری‌ بناها مشخص شده است، شاهد تعداد زیادی از مراکز آموزشی نظیر کودکستان، دبستان، دبیرستان و همچنین مراکز فرهنگی همانند سینماها، تئاترها و مؤسسه‌های انتشاراتی هستیم. تعدادی از این بناهای آموزشی و فرهنگی هنوز پابرجا مانده و تعدادی نیز تخریب شده‌اند. برخی از به ‌جاماندگان هم تغییر کاربری و برخی تغییر نام داده‌اند. یاسمین نعمت‌اللهی، دانش آموخته‌ی «مطالعات معماری» و دبیر بخش «شهر و معماری» گروه شنبه‌شهر در نوشتار یکم از بخش «شهر و معماری» به سراغ این خیابان پر رمز و راز تهران رفته تا ضمن بررسی تاریخچه و روند شکل‌گیری‌اش، نهادهای فرهنگی ـ آموزشی جان گرفته در دل خیابان را مورد تامل قرار دهد.

 

******

نیم درصد از مالیات اراضی برای ترقی و تمدن

- در سال ۱۳۰۵ ه.ش وزارت معارف بر آن شد تا تعلیمات اجباری عمومی را در سطح کشور اجرا کند، از این رو لایحه‌ای تهیه کرد و آن را به مجلس ارائه داد. از آنجا که برای اجرای این طرح لازم بود مدارس زیادی در نقاط مختلف کشور ساخته شود و بودجه‌ای برای این کار موجود نبود، مجلس نیم درصد از عواید حاصل از مالیات اراضی را به تحصیلات ابتدایی اختصاص داد. (همراز، ۱۳۷۶)

- اصلاح وضع نسوان و تربیت آن‌ها یکی از مهم‌ترین اصلاحات اجتماعی به شمار می‌رود مادامی‌که نصف جامعه مستور و از برکت علم و تربیت و زندگانی اجتماعی خارج و دور باشد به اصطلاح عوام (ضعیفه) ناقص‌العقل بیش نبوده و مانع ترقیات و تمدن مملکت خواهد بود. بنابراین در درجۀ اول حکام و مامورین دولتی که عهده‌دار اداره کردن حوزۀ ماموریت خود می‌باشند باید به تمام معنی به اهمیت این معنی پی برده خود را‌ آماده و وظیفه‌دار اجرای این منظور بدانند و با یک عزم راسخی در پیشرفت آن کوشش نمایند.

 

لایحه‌ها، دستورات و نمونه‌های دیگری از این دست، پس از به قدرت رسیدن رضاشاه، همگی نشان از ورود برخوردی جدید در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی دارند. برخوردی که برخی آن را زیردستۀ «تجدد آمرانه» می‌دانند. جدی‌ترین، فوری‌ترین و عینی‌ترین تجسم تجدد در دورۀ رضاشاه در حوزه‌های مادی، علمی، اقتصادی و اداری روی می‌دهد و «در حوزۀ فرهنگی از راه سازمان‌های اداری مانند مدارس نوین، دانشگاه‌های نوین و مراکز تربیت معلم شکل می‌گیرد» (لیلاز، ۱۳۹۵).

آموزش نوین توسط رضاشاه پایه‌گذاری می‌شود. نظام آموزشی که پیش از این دوره بیشتر به صورت مکتب‌خانه‌ای و مخصوص پسران بود، در این دوره متحول شد. تا پیش از این، روش تحصیل بدین صورت بود که در ابتدا به کودکان الفبا را تعلیم می‌دادند و سپس قرآن و پس از آن صرف‌ونحو عربی و اشتقاق و معانی و بیان و غیره. در این دوره اما همانطور که در ابتدای نوشته نیز اشاره شد،‌ اهمیت امر آموزش چنان شد که مقداری از مالیات اراضی به ساختن مدارس اختصاص داده شد. نتیجه آن شد که ۸۳ مدرسۀ ابتدایی که در سال ۱۳۰۲ه.ش وجود داشت، تبدیل به ۲۳۳۶ عدد در سال ۱۳۲۰ ه.ش شد. یا در مورد کودکستان که تا پیش از آن اصلاً بنایی با این کاربری وجود نداشت در انتهای این دوره به ۱۵۰۰ عدد رسید. در مورد بقیۀ مقاطع نیز چنین ارقامی صادق است (آبراهیمیان، ۱۳۸۹).

 

خیابانی به سبک اروپا به نام شاهرضا 

حال نگاهی به وضعیت شهرسازی در این دوره و تحولاتی که در آن رخ داد، می‌اندازیم. حسین کریمان، تهران پیش از پهلوی را این‌گونه تصویر می‌کند:«طهران هر چند پایتخت بود لکن از امکانات یک شهر قابل سکنی بهره‌ای نداشت» و در جای دیگر می‌گوید: «کوچه‌های تنگ و پر از کثافت و خیابان‌هایی که در زمستان از کثرت گل‌ولای و در تابستان از گردوخاک قابل عبور نبود، نظر هر تازه واردی را به صورتی بسیار زننده به خود می‌کشید» (کریمان، ۱۳۵۵). تحولی که در حوزۀ شهرسازی روی می‌دهد باعث می‌شود که به تعبیر لارنس لاکهارت، تهران از یک شهر شرقی بدون ارتباطات مناسب و با امکانات رفاهی اندک، به‌طور بنیادی تجدید برنامه‌ریزی و تجدید ساخت ‌شود. (مدنی‌پور، ۱۳۸۱)  در سال ۱۳۰۹ ه.ش دوازده دروازۀ شهر به همراه بناهای بی‌شمار دیگر به منظور «نوسازی شهر» در زمان شهرداری کریم بوذرجمهری تخریب می‌شوند. همچنین برای توسعۀ شهر، خندق‌های اطراف آن پر شده و بر رویشان خیابان‌هایی ساخته می‌شود. خیابان شاهرضا یا انقلاب فعلی نیز بر روی خندق‌ شمالی ساخته شد. تاج‌الملوک همسر رضاشاه در این باره می‌نویسد:«دورتادور تهران خندق وجود داشت و بعداً رضا دستور داد خندق‌ها را پر کردند و در شمال تهران روی همان خندق خیابان وسیع به سبک خیابان‌های اروپا ساختند که به نام رضا آن را خیابان شاهرضا می‌نامیدند» (خسروداد، انصاری و دیگران، ۱۳۸۰). بنابراین خیابان شاهرضا به طول پنج کیلومتر که بین میدان شهناز و ۲۴ اسفند بود ساخته می‌شود و شرق تهران را به غرب متصل می‌کند.

 

پاتوقی برای تجددخواهان

در نقشۀ سال ۱۳۴۷ه.ش از تهران، خیابان شاهرضا مملو از مراکز آموزشی و فرهنگی است. بزرگترین مرکز آموزشی این خیابان دانشگاه تهران است که در سال ۱۳۱۳ ه.ش در قسمت غربی خیابان پایه‌گذاری شد. نیکلای مارکوف از معماران به نام آن دوره هم دو بنای آموزشی کالج آمریکایی‌ها یا دبیرستان البرز و همچنین دبیرستان انوشیروان دادگر را در قسمت‌های مرکزی خیابان طراحی کرد. کالج آمریکایی‌ها یا کالج البرز از سال ۱۳۰۱ ه.ش به مکان فعلی در نزدیکی چهارراه کالج تغییر مکان داد و از ۱۳۱۹ ه.ش نام دبیرستان البرز را به خود گرفت. دبیرستان انوشیروان دادگر نیز در حدود سال ۱۳۱۵ ه.ش و برای اقلیت زرتشتی و در غرب دبیرستان البرز ساخته شد. علاوه‌بر این بناها که تا به امروز پابرجا هستند، تعداد درخور ‌توجهی کودکستان، دبستان و هنرستان نیز در اطراف خیابان شاهرضا قرار گرفته بودند مانند دبستان و کودکستان عالی،‌کودکستان نمونه، کودکستان شبانه‌روزی شفیع، هنرستان کمال‌الملک، دبیرستان شاهین و دبیرستان همایون.

خیابان شاهرضا علاوه‌ بر مراکز آموزشی، مراکز فرهنگی را نیز به خود جذب می‌کرد. مؤسسۀ انتشارات فرانکلین که از انتشارات معتبر در آن دوران بود، در سال ۱۳۳۴ه.ش در کنارۀ البرز جای می‌گیرد. احسان یارشاطر پیش از آنکه بنگاه نشر و ترجمۀ کتاب را پایه‌گذاری کند، کتابخانه‌ای در شاهرضا تأسیس می‌کند: «در بن‌بستی در خیابان شاهرضا کتابخانه‌ای تأسیس کردم تا مردم بیایند و بدون وثیقه هر کتابی می‌خواهند بی‌دردسر از آن قرض بگیرند» (یارشاطر، ۱۳۹۵). مؤسسات دیگری نظیر انجمن ایران-آمریکا که جهت گسترش روابط فرهنگی ایران و آمریکا تأسیس شده بود و به فعالیت‌های فرهنگی اختصاص داشت، نیز در خیابان شاهرضا و روبروی دانشگاه تهران قرار داشت.

در کنار دبستان، دبیرستان و کتابخانه‌های واقع در خیابان شاهرضا،‌ سینما و تئاترهای تاسیس شده در این خیابان نیز واجد توجه است. سینماها و تئاترها که کار خود را در لاله‌زار شروع کردند، در این دوره راه خود را به شاهرضا باز می‌کنند. در میدان ۲۴ اسفند (انقلاب فعلی) سینما کاپری قرار داشت که پس از انقلاب به «بهمن» تغییر نام داد. سینما دیانا نیز امروزه با نام سپیده کار می‌کند. سینما پلازا و سینما تئاتر کسری هم در قسمت شرقی خیابان ساخته شدند. اما بزرگترین نشان این خیابان تئاتر شهر در پارک شهر و تالار رودکی در نزدیکی آنها بود که طی سال‌های ۱۳۵۰ـ۱۳۴۶ ه.ش ساخته شدند.

 

چه شاهرضا چه انقلاب

آنچه را که تجدد‌آمرانه دوره رضا پهلوی می‌خوانند و در نامش اگر آمرانگی وصله‌هایی منفی به جان معنا می‌زد، در عمل اما از میانۀ خیر و شر، به خیر گرایش بیشتری داشت تا شر؛ حداقلش در خصوص خیابان شاهرضای سابق یا انقلاب حالا که این گونه بود. خیابان شاهرضا، برای طرحی که آمرانه‌ پنداشتندش، خانه‌ای را بر سر ساکنانش خراب نکرد، خندق‌هایی بودند مملو از زباله، متعفن و عاری از بوی زندگی. این امر را چه آمرانه و چه غیر آن انجام شد و به هر ایل و طایفه و نهضتی که وصله داشت، آزمون زمان پاسخش را داد. نهادهای آموزشی و بال فرهنگ در آن رخنه کردند، رخنه‌ای عمیق که حتی پس از گذشت سال‌ها هم نمی‌توان چنین وجهی را از دل این خیابان زدود، حتی با آمرانگی.

 

منابع:

آبراهیمیان،‌ یرواند. (۱۳۸۹). تاریخ ایران مدرن، ترجمۀ محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.

خسروداد، ملیحه؛ انصاری، تورج؛ باتمانقلیچ،‌ محمدعلی. (۱۳۸۱). خاطرات تاج‌الملوک، همسراول رضاشاه و مادر محمدرضاشاه. تهران: به‌آفرین

کریمان، حسین. (۱۳۵۵). تهران در گذشته و حال. تهران: دانشگاه ملی ایران.

کیانی، مصطفی. (۱۳۹۳). معماری دورۀ پهلوی اول. تهران: مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران.

لیلاز، سعید. (۱۳۹۵). تجدد آمرانه، یگانه محتملِ ممکنِ تاریخ معاصر ایران در گفت‌وگو با دکتر سعید لیلاز.

مدنی‌پور، علی. (۱۳۸۱). تهران، حضور یک کلان‌شهر، ترجمۀ حمید زرآزوند. تهران: شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری.

همراز، ویدا. (۱۳۷۶). نهادهای فرهنگی در حکومت رضاشاه، تاریخ معاصر ایران، شماره ۱.

یارشاطر، احسان. (۱۳۹۵). احسان یارشاطر در گفتگو با ماندانا زندیان. شرکت کتاب.

local_offer
اشتراک گذاری
chat نظرات

پر بازدید ترین ها

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

نویسنده : مریم میرزایی
از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران

طلوعِ پایتختیِ تهران

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران  (بخش دوم)

طلوعِ پایتختیِ تهران (بخش دوم)

نویسنده : مجید منصور رضایی
حافظه می سوزانی، چند؟

حافظه می سوزانی، چند؟

نویسنده : مجید منصور رضایی
مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

نویسنده : مجید منصور رضایی
فضا، زن و تجربه‌ی تهران

فضا، زن و تجربه‌ی تهران

نویسنده : مریم کریمی
نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نویسنده : مجید منصور رضایی
زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

نویسنده : صحرا زاهد
کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی و حافظه‌ی شهری

کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی...

نویسنده : سعید احمدیان
میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

نویسنده : مهنام نجفی
آزادی بند ناف مرا بُرید

آزادی بند ناف مرا بُرید

نویسنده : حسین ذبیح
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش اول)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش دوم)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

نویسنده : یاسمین نعمت‌اللهی
radio