طلوعِ پایتختیِ تهران (بخش دوم)

گفتگوی اختصاصی با استاد عبدالله انوار درباره ی درالخلافه تهران

 

عبدالله انوار از نوابغ روزگار است؛ تهران­شناس، مترجم، نسخه‌ پژوه، نسخه‌ شناس، فهرست‌ نویس، ریاضی‌ دان و متخصص متون کهن ریاضی. قریب به ۲۰ سال ریاست بخش نسخ خطی کتابخانه ملی ایران را برعهده داشته است و در تدوین لغت‌ نامه دهخدا همکاری داشته است. استاد انوار، متولد 1303 ه.ش درتهران و پدرشان، سید یعقوب­ انوار­شیرازی از فعالان مشروطه، نماینده مجلس و مدرس حوزه بوده  که در آشنایی ایشان با بسیاری از رویدادهای تاریخی ایران چون مشروطه، نقش حائز اهمیتی ایفاد نموده اند. استاد انوار از تخریب حصار تهران تا ورود متفقین به کشور در سال 1320 خاطره دارد. کودتای 28 مرداد را زندگی کرده و با مشاوران اولین طرح جامع تهران از نزدیک معاشرت داشته است. تهران برای استاد انوار، امروزه عینتی بیرونی نیست که در واقع ذهنیتی است جان یافته از سال­ ها مداقه و مکاشفه  در پس و پیش خیابان­ ها، میدان ­ها و کوچه­ های شهری که حالا معدود فضاها و مکان­ هایی از آن­ها باقی مانده است. تهرانی که برای شناختش بیش ازعینیت­ های امروز باید به ذهنیت­ هایش دل داد. از این رو و به سبب نزدیکی به سوژه­ ی دارالخلافه ناصری، خدمت استاد انوار رسیدیم تا تهران را از خلال ذهنیت­ ها، یادها، شنیده­ ها و باورهای ایشان، احضار نماییم.

 

ـ استاد انوار همانطور که در خلال گفتگو هم اشاره شد، توسعه تهران طی قرن 10 الی 13 به طور اخص در داخل حصار طهماسبی است که شکل می­ گیرد. با آغاز قرن 13 اگرچه شاهد محدود توسعه­ هایی توسط شاه و دیگر رجال در بیرون حصار هستیم اما بیشتر توجه به فضاهای داخلی حصار است. این مهم تا اواسط قرن 13 ادامه دارد تا اینکه ایده­ی توسعه­ ی تهران در خارج از محدوده حصار طهماسبی ارائه و مستوفی­ الممالک بعنوان وزیر مالیه­ ی وقت و میزرا­عیسی­ خان وزیر تهران، از سوی ناصرالدین شاه متولی اجرای طرحی می­شوند که بهلر، معلم فرانسوی دارالفنون با اقتباس از طرحی برای حصار پاریس آن را تهیه و طی 10 سال بر ساخت آن نظارت کرد. این تهران که با نام دارالخلافه ناصری شناخته شد به عرصه مهمی در تاریخ معاصر ایران بدل شد. در خصوص این طرح بلند پروازانه که تهران را به جایی آنسوی حصار طهماسبی می‌کشاند، توضیح دهید؟

با تخریب دیوارهای طهماسبی تهران، شهر از جهت شمال 1500 قدم و از دیگر جهات هر کدام 1000 قدم گسترش یافت. به دور شهر خندقی حفر شد که درآن آب  می انداختند. اگرچه در این دوره از کشیدن دیوار به دور شهر صرفنظر می­شود اما هنوز در جغرافیای کشور حذف خندق، پذیرفته شده نبود. در این توسعه باغ­­ های زیادی وارد محدوده شهر شدند. علت این گسترش علاوه بر افزایش جمعیت شهر برقراری روابط بیرونی بود که سبب تغییرات داخلی می­ شد. در محدوده تازه گسترش یافته­ ی تهران، پروژه ­های متعددی توسط حکومت، رجال و صاحب منصبان اجرا شد.

ـ به نظر می ­رسد عموم این پروژه­ های در بخش شمالی شهر اجرا می­ شوند به عنوان مثال میدان توپخانه، میدان بهارستان، خیابان مریضخانه و یا لاله ­زار همگی پروژ­های در حد شمالی شهر تازه گسترش یافته­ ی شهر می باشند؟

در حقیقت تهران ناصری ساختاری نظامند و دقیق داشت. شهر به درستی تقسیم شده بود بخشی از شهر، منطقه تجاری بود که از قضا در آن بخش هم می ­توان به توسعه­ های قابل توجه ی همچون ساخت بازار عباس آباد اشاره نمود که مشابه آن را در شمال شهر نداریم. لذا نظام فعالیتی شهر بود که نوع توسعه و شکل پروژه­ ها را تعریف می­ کرد. با این حال در گسترش شهر در این دوره شاهد جابجایی بسیاری از خانواده­ های ثروتمند از محلات قدیمی به سمت محلات تازه توسعه­ یافته­ ی شهرهستیم که بالطبع سبب تغییراتی در شهرمی­ شود.

ـ در توسعه تهران ناصری، یکی از اولین پروژه­ هایی که اجرا می­ شود میدان توپخانه است. میدانی با ابعاد 110 در 220 که برای نخستین بار تناسباتی جدید را وارد فضاهای شهر ایرانی می­ کند. اگرچه میدان در ابتدا کارکرد غالب نظامی دارد اما به تدریج کارکردی اجتماعی آن مورد توجه و تقویت قرا می­ گیرد. بطوریکه در دوره مشروطه به یکی از مهمترین آوردگاه­ های رویارویی نیروهای سلطنت­ طلب و مشروطه­ خواه بدل می ­شود. در تحلیل کنش­ های سیاسی ـ اجتماعی دوره ناصری به نظر می ­رسد این کنش ­ها در شهر دارای فضا می­ باشند. نقش فضاهای عمومی تازه شکل یافته در تهران ناصری را در پشتیبانی از کنش­های سیاسی ـ اجتماعی این دوره چگونه تحلیل می ­فرمایید؟

میدان توپخانه و بهارستان از مهمترین فضاهای شهری بودند که در جریان مشروطه نقش ایفا کردند. میدان توپخانه عموما به پایگاه سلطنت­ طلب ­ها بدل شده بود که لوتی­ های معروف شهر همچون خسروخان ­فشفشه و صنیع­ حضرت در کنار واعظانی همچون شیخ­ فضل ­الله نوری و پیروانش و ... در آن حضور داشتند. این میدان پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان شاهد اعدام سلطنت­ طلب­ ها است. میدان بهارستان هم که به سبب حضور مجلس ملی در آن هویت یافته بود به پایگاه اصلی مشروطه خواهان در این دوره بدل شده بود. بعدها در خاطرات پدرم خواندم که در شب پیش از به توپ بسته شدن مجلس، گویا پدرم به همراه جمال­زاده در یکی از حجره­ های مشرف به خیابان مسجد سپهسالار، میهمان یک طلبه بودند. صبح پدرم که برای وضو برمی ­خیزد میدان را پر از نیروهای لیاخوف می ­بیند به سراغ جمال­زاده رفته و می­ گوید: ای نکرده خواب راحت یک دمی بیدار شو. پدرم همان روز در میدان بهارستان دستگیر و 90 روز در غل و زنجیر نگه داشته می­ شود. مشروطه­ خواهان پس از فتح تهران چند روز در میدان بهارستان جشن برگزار می­کنند.

ـ به میدان بهارستان اشاره داشتید، نقش سپهسالار را در شکل­ گیری این میدان تا چه حد حایز اهمیت ­می ­دانید؟

با گسترش تهران، سپهسالار در بخش شمال شرقی، دو قطعه باغ خریداری می­کند. یکی از باغ­ ها به مسجد و باغ دیگر به عمارت مسکونی بدل می­ شود. بعد از فوت سپهسالار، بخشی از باغِ عمارت در اختیار قمرالسطنه همسر سپهسالار که دختر فتعلیشاه بود، قرار داده شد و بخشی از آن به خواست ناصرالدینشاه در اختیار ملیجک قرار گرفت. بعدها این عمارت و باغ پیرامون آن به مجلس ملی اختصاص پیدا کرد و در دوره دوم مجلس با پیگیری آیت­ الله مدرس به تملک مجلس درآمد.

ـ توسعه در بخش غربی میدان تازه تاسیس توپخانه ـ بعنوان مرکز تهران ناصری ـ اگرچه به لحاظ کنش ­های اجتماعی به قوتِ بخشِ شرقی میدان نیست اما تاسیس نهادهایی مدرن در هم ­پیوندی با فضاهای مذهبی این بخش از شهر به نوبه خود واجد اهمیت است. توسعه کلان در این بخش شهر چگونه رخ می ­دهد؟

با توسعه شهر، باغ علاء­الدوله در بخش غربی میدان از سال 1285 به بعد گسترش یافت. در مجاورت خیابانی که از میدان توپخانه به سمت غرب کشیده می­ شود، مریضخانه دولتی بعنوان اولین بیمارستان تهران تاسیس شد. ناظم ­الاطبا پدر سعید نفیسی و معتمد­الاطبا از افرادی بودند که در کنار فووریه و تولوزان ـ پزشکان ناصرالدینشاه ـ نقش مهمی را در شکل گیری مریضخانه ایفا می­ کنند.

در بخش غربی میدان مشق و شرقی ساختمان مریضخانه، خیابان شمالی ـ جنوبی شکل می­ گیرد کلیسا و مدرسه­ ی آمریکایی­ ها با حضور شخص ناصرالدینشاه در سال 1258 افتتاح شد. سال­ها بعد در بخش شمالی خیابان، مدرسه ارمنی­ ها، آدریان زرتشتی­ ها بر روی زمین­ های سعدالدوله بنا می­ شود. این ابنیه در دوره قاجارهمچنان محدوده­ ی خارج از شهر به حساب می ­شدند که عموما یهودی ­ها و زرتشتی­ ها در آن سکونت داشتند.

ـ استاد انوار، جنابعالی علاوه بر پژوهش­ های مفصل بر روی تهران، تجربه­ زیسته­ ی دوره ­های متفاوتی از زندگیِ تهران را به شکل بی­واسطه ­ای با خود به همراه دارید. تهران هیچگاه با قضاوت­ های یکدستی همراه نبوده است. از یکسو کسانی تهران را شهری قابل ستایش دانسته که انسان را به آگاهی و رستگاری سوق می ­دهد و برخی دیگر، تهران را تخریب­ کننده­ روح، جسم و شرافت آدمی ­می ­دانند. این نظرگاه­ های دورازهم نسبت به تهران، نه در روزها و سال­ های اخیر که دهه ­ها ا ست نسبت به تهران وجود دارد. از روایت دخترلُرِ اردشیر ایرانی تا داستان تهرانِ ­مخوفِ مشفق کاظمی و تا روایت دخترها و پسرهای جوانی که تهران خود را در قالب عکس­ ها و پست­ هایی در فضاهای مجازی احضار می­ کنند. شما تهران امروز را چگونه می­ بینید؟

بنده معتقدم شهر و مکان زندگی با مردم و رابطه­ های اجتماعی­ شان نسبت عمیقی دارد. شاید تهران در دوره آقامحمدخان جای خوبی برای زندگی بود اما قطعا در این دوره اینگونه نیست. امروزه چنان آنارشیست، تهران را دربرگرفته که هرگونه اقدام موثری دور از ذهن می ­رسد. تهران خودش، طبیعت­ اش و نامش که از تف، تاف به معنی گرم می ­آید، اشاره به منطقه­ ی گرمیسری داشت در مقابل شمیران که از شم و چم به معنی سرد و سرما می ­آید. این نسبت ­ها و این ساختارها درهم ریخته شده که اشتباهی بزرگ برای حضور در تهران بود. از دیگر سوی خطر بزرگی که تهران را به طور جدی، تهدید می کند بی آبی آن است. سه دورخانه­ ی کرج، لار و جاجرود بعنوان منابع تامین کننده آب تهران صرف شده­ اند. همچنین منابع آب­های زیرزمینی تهران از دست رفته­ و متخصصان امر معتقدند که بخش ­هایی از تهران در سال با 36 سانت نشست مواجه است. به نظر بنده این شهر هیچگاه بضاعت بارگذاری چنین حجم فزاینده­ای از جمعیت را نداشت و به سبب عدم مدیریت­، بسیاری از داشته ­های تهران از دست رفته است.

 

گفتگوی حاضر در فصلنامه همشهری معماری 35

بخش تهرانشهر -  پرونده تهران ناصری منتشر شده است.

local_offer
اشتراک گذاری
chat نظرات

پر بازدید ترین ها

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

خیابان امین السلطانی که قوام یافت

نویسنده : مریم میرزایی
از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

از تهران به طهران مرا راهی نشان ده!

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران

طلوعِ پایتختیِ تهران

نویسنده : مجید منصور رضایی
طلوعِ پایتختیِ تهران  (بخش دوم)

طلوعِ پایتختیِ تهران (بخش دوم)

نویسنده : مجید منصور رضایی
حافظه می سوزانی، چند؟

حافظه می سوزانی، چند؟

نویسنده : مجید منصور رضایی
مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

مالوپاساژ؛ به مثابه زمین بازی

نویسنده : مجید منصور رضایی
فضا، زن و تجربه‌ی تهران

فضا، زن و تجربه‌ی تهران

نویسنده : مریم کریمی
نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نسبت تهران با فضاهای عمومی‌اش

نویسنده : مجید منصور رضایی
زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

زنان در دارالخلافه‌ی ناصری

نویسنده : صحرا زاهد
کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی و حافظه‌ی شهری

کسوف؛ نگاهی به نسبت سینما رادیوسیتی...

نویسنده : سعید احمدیان
میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

میدان توپخانه، جلوه‌گاه زندگی شهر

نویسنده : مهنام نجفی
آزادی بند ناف مرا بُرید

آزادی بند ناف مرا بُرید

نویسنده : حسین ذبیح
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش اول)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و جغرافیایش (بخش دوم)

نسبت توسعه تهران با مردم، سرزمین و ...

نویسنده : مجید منصور رضایی
انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

انقلابِ فرهنگی به سبک رضاپهلوی

نویسنده : یاسمین نعمت‌اللهی
radio